خاطرات چپ دست ها

پنهان کردن چپ دستی در اولین ناهار آشنایی!

/post-61/

خانم مینا برامون نوشتن:: با خوندن مطالب بقیه یاد یه خاطره ی شیرین افتادم که بر می گرده به روزهایی که تازه با همسرم آشنا شده بودم. چند وقتی بود که ازم خواستگاری کرده بود و برای اشنایی بیشتر با هم صحبت می کردیم یه روز منو به رستوران دعوت کرد و خواهرم بهم گوشزد کرده بود که خیلی دور از ادبه که...

اثر انگشت دست چپ و نگاه مشکوک مامور توزیع کارت

/post-60/

خانم یا آقای مروئه در بیان خاطراتشون از چپ دستی نوشتند:: وقتي مدرسه مي رفتم از اين كه وسط بشينم متنفر بودم اخه دست چپ من با دست راست اونها برخورد مي كرد اما قبول نمي كردن نوبتي بايد وسط مي نشستم اخه اون موقع ها نيمكت سه نفره بود بعد از حدود پانزده سال از اون دوران يكي از دوستهام خاطره اي...